العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
75
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
بر آن گروه خونخوار فرياد زد و فرمود : و يحكم يا شيعة آل ابى سفيان ! ان لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا في دنياكم و ارجعوا الى احسابكم ، اذ كنتم اعرابا . يعنى واى بر شما ، اى شيعيان آل ابى سفيان ! اگر دين نداريد و از روز محشر خائف نيستيد پس در دنياى خود آزاد مرد باشيد و بحسب و نسب خود مراجعه كنيد ، زيرا شما عرب هستيد . شمر بن ذى الجوشن در جواب آن حضرت گفت : چه ميگوئى يا ابن فاطمه ! امام حسين عليه السلام فرمود : انا الذى اقاتلكم و تقاتلونى ، و النساء ليس عليهن جناح . يعنى من آن كسى هستم كه با شما قتال ميكنم و شما با من قتال ميكنيد ولى زنان كه گناهى ندارند . شما از مردان سركش خود جلوگيرى كنيد ، مبادا تا من زنده هستم متعرض اهل حرم من شوند . شمر گفت : مانعى ندارد . سپس شمر صدا زد و بلشكر كفر گفت : مبادا متعرض اهل حرم اين مرد شويد . بلكه خود حسين را در نظر بگيريد بجان خودم قسم كه وى همانندى است گرامى . آن گروه متوجه امام شدند و آن بزرگوار در آن موقع طلب يك شربت آب ميكرد . هر چه اسب خود را به طرف فرات سوق ميداد آن گروه از خدا بىخبر به آن حضرت حمله ميكردند و او را از فرات دور مينمودند . ابن شهر آشوب از جلودى نقل مىكند كه امام حسين عليه السلام بر اعور سلمى و عمرو بن حجاج زبيدى كه با تعداد چهار هزار نفر مرد موكل شريعه بودند حمله كرد و اسب خود را بفرات رسانيد هنگامى كه اسب سر خود را خم كرد كه آب بياشامد امام حسين عليه السلام فرمود : تو عطشان و من هم عطشانم ، به خدا قسم من آب نمىآشامم تا تو آب بياشامى . وقتى آن اسب سخن امام را شنيد سر خود را بلند كرد و آب نياشاميد . گويا : كلام امام را فهميد . امام حسين فرمود : من آب مىآشامم . وقتى دست خود را دراز كرد و مشتى آب برداشت ناگاه سوارى گفت :